چرا ... ؟؟

همه دردای این دنیا رو دوش مـ ـن تلنباره

همه اش تو دست این واون می شم بازیچه یکباره

دیگه ترسی ندارم مـ ـن از این شکست پی در پی

 فقط می خوام بدونم این جدایی بینمون تا کی؟

چرا واسه خلاص از مـ ـن همش بهونه می سازی

 اگه حسی بهم داری چرا فاصله میندازی

اگه میلی نداری تا تو دنیای تـ ... ـو پیدا شم

 تـ ... ـو لب تر کن ببین میرم با اینکه از توو می پاشم

به سختی عاشقم کردی دلم پیش دلت گیره

 مـ ـنم می شم مثل خودت

 بی تـ ... ـو غصه ام نمی گیره

دیگه ترسی ندارم مـ ـن از این بودن از این رفتن

 می خوای بری برو ولی یه روز میوفتی یاد مـ ـن

خواننده.سامان جلیلی.چرا؟

  

/ 83 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب عشق من

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن...

مهتاب عشق من

دنیای ما اندازه هم نیست میبوسمت اما نمیمونم.... تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم.... تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست....

مهتاب عشق من

دنیای ما اندازه هم نیست میبوسمت اما نمیمونم.... تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم.... تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست....

مهتاب عشق من

باختن تو این بازی واسم از قبل مسلم شده بود سخت شده بود تحمل ، عشقت به من کم شده بود رفتم ولی قلبم هنوز هوات و داره شب و روز من هنوزم عاشقتم به دل میگم بساز بسوز بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشام خیره به نوره چراغ تو خیابون خاطرات گذشته منو میکشه اخر چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون

مهتاب عشق من

نشستم.... خسته شدم.... دیگر قایق نمیسازم... پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد.... وقتی از تو خبری نیست.... قایق میخواهم چه کار.... مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!

می نویسم بد و خوب روی این تخته سیاه

فقط می خوام بدونم این جدایی بینمون تا کی؟ فقط می خوام بدونم خط دوری های تو تا کی بگو خورشید غم ها و فراقت تا به کی خون می کند چشمان غم بارم بگو این جاده تاریک و پر حسرت کجا پایان رسد اخر نفس ها اخر راه ست دگر فانوس من نوری ندارد در نگاه ظلمت و تاریکی این شب

می نویسم بد و خوب روی این تخته سیاه

فقط می خوام بدونم این جدایی بینمون تا کی؟ فقط می خوام بدونم خط دوری های تو تا کی بگو خورشید غم ها و فراقت تا به کی خون می کند چشمان غم بارم بگو این جاده تاریک و پر حسرت کجا پایان رسد اخر نفس ها اخر راه ست دگر فانوس من نوری ندارد در نگاه ظلمت و تاریکی این شب

می نویسم بد و خوب روی این تخته سیاه

فقط می خوام بدونم این جدایی بینمون تا کی؟ فقط می خوام بدونم خط دوری های تو تا کی بگو خورشید غم ها و فراقت تا به کی خون می کند چشمان غم بارم بگو این جاده تاریک و پر حسرت کجا پایان رسد اخر نفس ها اخر راه ست دگر فانوس من نوری ندارد در نگاه ظلمت و تاریکی این شب

دختر بارانی

سلام عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه وبلاگتو از وب دوستم مونا پیدا کردم وب جالبی داری فعلا...