چشمامــ ...

تو چشای مـ ـن نگاه کن مـ ـنو گم کن توی چشمات

چشم رو هم نذار یه لحظه خیره شو به آرزوها

مـ ـن هنوزم ته چشمــات رد چشمـــامو می بینم

توی اوج آرزوهـــــا واســــه عشــق تـ ... ـو می میرم

مـ ـن به تـ ... ـو محتاجمو تـ ... ـو ته چشم مـ ـن اسیری

واسه ی قطره ی اشکم تـ ... ـو هزار دفعه می میری

تو چشای مـ ـن نگاه کن مـ ـن هنوزم خیسه خیسم

باز به این بهونه دارم واسه چشمات می نویسم

چشم تـ ... ـو پُر از نیازه مـ ـن نیازم یه نگاهه

تـ ... ـو مـ ـنو ببخش عزیزم آخه چشمامــ بی گناهه

کاش می شد بریم یه جایی که فقط تـ ... ـو باشیو مـ ـن

مـ ـن بمیرم توی چشمــات تا چشــات محتــاج مـ ـن شن

مـ ـن به تـ ... ـو محتاجم و تـ ... ـو ته چشم مـ ـن اسیری

واسه ی قطره ی اشکم تـ ... ـو هزار دفعه می میری

تو چشــای مـ ـن نگاه کن مـ ـن هنوزم پُر دردم

مـ ـن هنوزم ته چشمات دنبال خودم می گردم

خواننده.فرخ.چشمامــ

  

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com 

/ 57 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب عشق من

اگــَر پَنج دَقیقه ـزودتـــَر بیدار مے شـُـدَمـ بــَند کــَفشمـ زودتــَر بَسته مے شــُد به جاے تاکسے دوّمـ ؛ تاکسے اوّل رـا سَـوار مے شـُدَمـ وَ کــَمے تــُندتـــَر رـاه میرَفتــَمـ صَندلے روبروے تو رـا دیگرے پُر نمے کــَرد وَ مَن بازهَمـ مے دیدَمَت ... خـــُدا حساب ـهَمه جا رـا کــَرده بود !!!

مهتاب عشق من

كــآش روزهــآے زنــدگــے اَم كــوتـآه بود... بــه تـِعدآد نــَפֿــ هـآے یــك پـآكــَت ســیگــآر كــَم اَســت ، مـے دآنــَم اَمـآ بـآ عـِشــق تـو בوב مــے شـُבَنـב وَ بــَر بـآב مــے رَفـتـَنـב...

Elahe

می گویند شاد بنویس...! نوشته هایت درد دارند...! و من یاد مردی می افتم که با ویالونش ...! گوشه خیابان شاد میزد...! اما با چشم های خیس...!!

Elahe

یک روز در نیمه راه زندگی از خود جلو زدم حالا دیریست وا مانده ام به راه به انتظار خویش اپم

آریایی

پـنـجـره هـا کلـافـه انـد از سـنـگـیـنـی نـگـاه منـتـظـرم اگـر نـمـی آیـی پـنـجـره هـا را دیـگـر زجـر نـدهـم چشـم هـایـم بـه جـهـنـم . . ./

a lone daughter

کجایی دوست خوبم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گل]

مهرداد

خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست

شکیبا

یک نفر در همين نزديکي ها چيزي به وسعت يک زندگي برايت جا گذاشته است ... خيالت راحت باشد آرام چشمهايت را ببند يکنفر براي همه نگراني هايت بيدار است يکنفر که از همه زيبايي هاي دنيا تنها تو را باور دارد ...

هم نفس

عاشقی محنت بسیار کشید تا لب دجله به معشوقه رسید نشده از گل رویش سیراب که فلک دسته گلی داد به آب نازنین چشم به شط دوخته بود فارغ از عاشق دل سوخته بود گفت: به به! چه گل رعنا ئیست لایق دست چو من زیبائیست زین سخن عاشق معشوقه پرست جست در آب چو ماهی از شست خوانده بود این مثل آن مایهء ناز "که نکویی کن و در آب انداز" باری آن عاشق بیچاره چو بط دل به دریا زد و افتاد به شط دید آبی ست فراوان ودرست به نشاط آمد ودست از جان شست دست وپایی زد و گل را بربود سوی دلدارش پر تاب نمود گفت: کای آفت جان سنبل تو ما که رفتیم بگیر این گل تو بکنش زیب سر, ای دلبر من یاد آبی که گذشت از سر من جز برای دل من بوش مکن عاشق خویش فراموش مکن خود ندانست مگر عاشق ما که ز خوبان نتوان جست وفا عاشقان را همه گر آب برد خوبرویان همه را خواب برد. "ایرج میرزا"