سردر گــُـــم ...

همه شهر عاصین از دست مـ ـن

که اِنقدر درگیر بی تـ ... ـو بودنم

که می گردم سراسیمه پیِ ت

دائم در حال ترانه خوندنم

چه رویایی شدی ، تو ذهن مـ ـن

شدم هیچُ تـ ... ـویی ، تکراره مـ ـن

یه جور شُستی ، عقلو از سرم

که داغونه همه افکاره مـ ـن

شدم سردرگم دنیای تـ ... ـو

بدنبالت ، پیِ آواز تـ ... ـو

چه تقدیری رقم زد عشق

به پایانم کشید آغاز تـ ... ـو

همه دلواپس احوال مـ ـن

مـ ـنم دلواپس احوال تـ ... ـو

دیگه ، عاصی شدن از دست مـ ـن

که می گردم مـ ـن دنباله تـ ... ـو

خواننده.سامان جلیلی.سردرگم

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
a lone daughter

همیشه با من بمان هیچکس عاشقانه تر از من نمی تواند تو را بسراید

a lone daughter

اگر دلت گرفت سکوت کن ! این روزها هیچ کس معنای دلتنگی رانمی داند . . .

a lone daughter

من براى تنها نبودن آدمهاى زیادى دوروبرم دارم آن چیزى که ندارم کسى براى باهم بودن است . . .

a lone daughter

من به قلبم افتخار می کنم با آن بازی شد ، زخمی شد ، به آن خیانت شد ، سوخت و شکست اما به طریقی هنوز کار می کند .

مهرداد

آفتاب که می تابد پرنده که می خواند و نسیم که می وزد با خودم میگویم حتما حال تو خوب است که جهان اینــ همه زیباست