یکـــی بود ... یکـــی نبود ...

یکــــــی بود یکــــــی نبود فقط همیـــــن

دنیـــــا بی تابـــــی این فاصلـــه هـاست

این سکوت شیشه ای شکستنی ست

پل بین منـــــو تـــ ... ــو فقط صــــداست

مثل آینـــــه هـــــــای کوچیــــــک و بزرگ

هرکــــــی اندازه ی اســــــم خودشــــــه

به شب یکـــــــی شدن نمـــــــی رســه

تا گرفتـــــــــار طلســـــــــم خودشــــــــه

مـ ـن به دنیای تـ ... ـو محتاجمو تـ ... ـو

واســــه این شاخـــه ی افتاده به مــ ــن

یکــــــــی دست مـــــــا رو بایـد بگیـــــره

برســــــونه به شب یکــــــــــی شـــــدن

پشت شیشــــــه های بارونی و خیـس

رنگ خوشبختـــــی و خنده دیدنیـــست

اگه دستــــای مـ ـنـــو تـ ... ـو پــل بشه

جنس این فاصلـــــه ها رسیدنیـــــست

خواننده.فریدون آسرایی.یکی بودیکی نبود

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

با سلام به دلهایی که خستگی را رو سیاه و خسته کرده اند درود بر عشق عاشقان پاک و بی ریا وفتی می افتم یاد خاطراتم اسم تو رو من می بینم تو راهم حک شده اسمت همیشه رو قلبم قول می دم اسمت نرود ز یادم دست خودم نیست باورت نمی شه بحث تعقل به میون نمی شه بحث دله عشقه یک فراق تلخه تلخ تلخه...

شفیق

گرچه دلگیر تر از دیروزم...گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست زندگی باید کرد

alireza

سلام به به عجب شعری مرسی[نگران]

آریایی

زندگی زیباست وقتی کسی تو را به یاد داشته باشد. زندگی لذت بخش است وقتی کسی همیشه در کنارت باشد. زندگی فوق العاده است وقتی کسی در شادی و غم حمایتت کند . شاد باش! چون خدا لحظه ای از تو غافل نیست

hadis

دلـــم ... نه عشق آتشین میخواهد ، نه دروغ های قشنگ .... ! نه سکوت تلخ شاعرانه ... نه ادعاهای بزرگ ... نه بزرگی های پُر ادعا .... ! دلم یک فنجان قهوه ی داغ میخواهد ... و یک دوست که بشود با او حرف زد ..

تانیا

ای غزل ترین ترانه ، اگر تو نباشی من هم برای همیشه مانند ستاره ای کوچک ناگهان از نظرها محو خواهم شد ، پس بمان تا بمانم .

تانیا

ای خوب ، تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ، آرزویم همه سرسبزی توست ، دائم از خنده لبانت لبریز ، دامنت پر گل باد .

مهتاب عشق من

همیشه رفتن بهترین نیست گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست چه قهر باشیم چه آشتی اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند.....

مهتاب عشق من

با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد دست کم آب ندادید سرابم بدهید سال ها هست که این شهر به خود مست ندید عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید گفته بودید که هر جرم عذابی دارد عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید

مهتاب عشق من

جای من خالیست جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست جای من در درس نقاشی جای من در جمع کوکب ها جای من در چشم های دفتر خورشید جای من در لحظه های ناب جای من در نمره های بیست جای من در زندگی خالیست می شود برگشت...