نقطه چینـ ...

حالا که تموم شد تـ ... ـو هــم داری میـری

مبــادا دســــــــت کســـــی رو بگیـــــری

خـــــــدایا نگاه کن درست تو چه وقتــــی

پر از اشکـــــم اما می خنـــدم به سختی

گلــــومــو رها کــــن تو ای هِق هِق مـ ـن

مــی مــردم برا اون نبود عاشــــــق مـ ـن

مبــادا که عشقـم تـ ... ـو قلبــ♥ـش بمیره

مـــی ترسم که دسـت کســــی رو بگیره

بگیـــــن کاریـــــــ اینبـــــار ازم بر نیـــومـــد

بگیـــــن کــــــم آوردم یا صبــــرم سر اومد

بگیـــــن باز بیـــــاد و به قلبـــ♥ـم بشینــــه

بگیــن جای اسمـش هنوز نقطه چینـ ... ـه

تـ ... ـو احساس مـ ـن رو چه راحت ربودیــ

اگـر مـ ـن شکستــم مقصـــر تـ ... ـو بودیـــ

مــگـــه مـ ـن رو در حــــد مُـــــــردن ندیدیـــ

تـ ... ـو دلـــخور نبــــودیـــ چــــرا دل بریدیـــ

دلم روز و شــب رو تو تنهــــــــایی سر کرد

بگیـــــن که تمــــوم دعــــاهاش اثــــر کـــرد

بگیـــــن اونـــو دســت خـــــدامون سپــردم

مقصـــــــر نبـــــودم ولی پاشـــو خـــــــوردم

بگیـــــن خیلــی وقتــه که صبـــرم سر اومد

بگیـــــن کاریـــ کـــرده کـــه دادم در اومــــــد

بگیــــــن خیســه اشکــــه همه تار و پـــودم

بگیـــــن تا بدونــــــه مقصــــــــــر نبـــــــــودم

راستــی الان عزیز من سرت رو شونه ی کیـ؟ـه

صدای خنده های تـ ... ـو الان تو خونه ی کیـ؟ـه

روزای خوب زندگی تمومــــشون صرف تـ ... ـو شد

می گفتی راهمون جداست آخرشم حرف تـ ... ـو شد

خواننده.مجیدخراطها.نقطه چین

 

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

/ 34 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شفیق

انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند همانهایی که برای همه لبخند میزنند همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است…

شفیق

آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .

شفیق

من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام . . .

الهه

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نكشد تو نیز خاموش شوی

الهه

مهربانی را در نگاه منتظر كودكی دیدم كه آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود

الهه

فرقی نمی‌كند گودال آبی كوچك باشی یا دریای بیكران ، زلال كه باشی آسمان در توست

مهتاب عشق من

بچه که بودیم بستنی مان راکه گازمیزدندقیامت به پامیکردیم.. چه بیهوده بزرگ شدیم روحمان راگازمیزنند؛فقط میخندیم…!

مهتاب عشق من

گفت: حالت را نمی پرسم می دانم خوبی, عکس هایت همه با لبخندند!! و نمی دانست عکاس که می گوید سیب… من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند می زنم…

مهتاب عشق من

تنها كه باشی، گاهی آرزو میكنی كه یك نفر صدایت كند.!! حتی اشتباهی. .

مهتاب عشق من

می‌ بینی‌ ؟ حتی نرسیدن به تو هم ، داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد یادت باشد عاشق را نه شب تهدید می‌‌کند ، نه مرگ فقط فاصله...