لحظـه ی پرواز .. ..

 تو ته دنیا تنها نشستم

با تن خسته با بال شکستم

تـ ... ـو دیگه نیستی حتی اگه باشی

بهتره قاطیِ غریبه ها شی

بهتره تو ذهنم از هم بپاشی

بافتی این زنجیرایی که به پامه

با تـ ... ـو که روزمم شب سیاهَمه

با این که زندونی قصه سازه

قفسو می شکنم لحظه ی پروازه

پروازه بدون تـ ... ـو ، این نقطه ی آغازه

واسه من که می بُرم از تـ ... ـو

نه دستاتو می گیرم نه ، نه واست میمیرم نه

حالا کی می بازه خودت اعتراف کن که فقط تـ ... ـو

خواننده.علی مولایی.لحظه ی پرواز

/ 147 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شفیق

اگر میبینی هنوز تنهام ، به خاطر عشق تو نیست، من فقط میترسم ؛ میترسم همه مثل تو باشند . . .

شفیق

ساکت نیستم لبهایم هم نسوخته است تنها تمام من تاول زده از آشی که نخورده ام…

شفیق

کارَت که با من تمام شد ، پرت کن بیرون مرا . . . راحت ترم … تا بگویی دوستت دارم . . به دروغ . . .

نوتريكا

سلام دوست عزيز روز بخير بروزم با "مرد عاشق" خوشحال ميشم سري بزنيد. ممنون

a lone daughter

هـ‗ـی فـ‗ـلانی مـ‗ــی دانــ‗ــی ؟ مـ‗ـی گـ‗ــویند رسـ‗ـم زنـ‗ـدگـ‗ـی چنـ‗ـیـن اسـ‗ـت ... مـ‗ـی آیـنـ‗ـد....مـ‗ـی م ـ‗ـانـ‗ـنـ‗ـد....عـ‗ـادت مـ‗ـی دهـ‗ـنـ‗ـد.. .و مـ‗ـی رونـ‗ـد. و تـ‗ـو در خـ‗ـود مـ‗ـی مـ‗ـانـ‗ــی و تـ‗ـو تـنـ‗ـها مـ‗ـی مـ‗ـانـ‗ــی راسـ‗ـتـی نگـ‗ـفـتـ‗ـی رسـ‗ــم تـونـیـز چـنـ‗ــیـن اسـ‗ـت؟... مـثـ‗ـل هـ‗ـمـه فـ‗ـلانـ‗ـی هـ‗ـا....؟

a lone daughter

پیچک می شوم وحشی !! می پیچم به پر و پای ثانیه هایت تا حتی نتوانی آنی بی من " بودن" را زندگی کنی...!!!...

a lone daughter

نیامدن‌هایت رادوست دارم مثل آمدن‌هایت... نمی‌دانی آن ساعت‌های انتظار چه دلهره‌ی شیرینی مرا در آغوش می‌کشد چقدر وسوسه‌ی رویاهای یواشکی آن لحظه‌ها را دوست دارم مثل یک بوسه طولانی است. نگران نباش به کارهایت برس من اینجا با رویای آمدنت عالمی دارم که تو آنجا ... در آغوش هیچکس پیدا نمی‌کنی

raha

dg b ma sar nemizani off doughter?![ناراحت]

انوشک

تا كجایش را نمیدانم؟ از زمین و آدمهایش بیزارم [لبخند]

kian

هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد عمر منم قده عشقت تحمل داشت هر روز پاییزه هر هفته پاییزه هر ماه پاییزه هر سال پاییزه پنهونم از چشمات ماه پس ِ ابرم من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه آروم نمی گیرم از دست زنجیرم بی عشق می میرم من روز دیدارم از دوستی پر من از دوست دلخور من آجر به آجر من ، من پشت دیوارم لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار لعنت به این آوار من زیر آوارم هر روز پاییزه هر هفته پاییزه هر ماه پاییزه هر سال پاییزه پنهونم از چشمات ماه پس ِ ابرم من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه