اگه می خوای بری برو ...

  چی شده اون همه خوبی ؟   

چی شده چشمای گریون ؟   

کو کجاست نگاه گرمت ؟    

چرا کرد دلم رو پُر خون ؟   

هنوزم عزیزترینی اینو چشمات نمی دونه   

می خواد از یادش برم مـ ـن نمی دونه نمی تونه   

اگه می خوای بری برو بازم مـ ـنو تنها بذار   

برای من گُلای زرد نشونه ی نفرت بیار    

اما بازم می گم به تـ ... ـو دوست دارم پیشم بمون   

حرف دلم تو اشکامه این حِسو از چشام بخون   

خواننده.مجیدخراطها.اگه می خوای بری برو

 

/ 77 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب عشق من

ﺯﺧــــــﻢ ﻫــﺎیت را ﭘﻨﻬــــان ﮐــﻦ.... ﺍﯾﻨﺠــﺎ ﻣـــﺮﺩﻡ ! ﺯﯾــﺎﺩﯼ ﺑـﺎ ﻧـﻤـــﮏ ﺷـــﺪﻥ ... !!

مهتاب عشق من

همیشه به آدم ها به اندازه ای محبت کن ؛ که بعدش مجبور نشی بهشون ثابت کنی خر نیستی ... !!

مهتاب عشق من

هر روز تكراريست صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند

مهتاب عشق من

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من . . قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

مهتاب عشق من

كسی باور نمی كند لبخندش می توانست پلی باشد كه جمعه را به همه ی روزهای هفته پيوند بزند...

مهتاب عشق من

دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد....

مهتاب عشق من

نه اسمش عشـــــــــق است، نه علاقه، نه حتی عادت، خــــ ــریـتـــ محض است دلتنگ کسی باشی ...

مهتاب عشق من

یادمان باشد ؛ در این گرانی احساس مان را خرج بی احساسی های کسی نکنیم ... که سرانجامش ورشکستگی است ... !!!

می نویسم بد و خوب روی این تخته سیاه

حرف دلم تو اشکامه این حسو از چشام بخون داد صدامو از سکوت از دل اشکام تو بخون؟ هر شب تو اسمون غم داد عزیزی شنیدی حق حق اشک و آه من از اسمون شنیده ای موج نگاه و اشکی رو تو اوج غم تو چیده ای؟ از غم و دوری و فراق تو لحظه ای چشیده ای تا حالا تو اوج سکوت سینه به غم سپرده ای کاش غم ابر رو بدونی بی خودی بارون نچینی

انوشک

اينم از زندگي ما... اونيکه دوستش نداري اصرار پشت اصرار.... اونيکه دوستش داري انگار نه انگار...