پایان بی آغاز

دلـ ـم بشکنه حرفی نیسـ .. ـت ...

دلـ ـم بشکنه حرفی نیست حقیقت رو ازت می خوام

بهم راحت بگو میری حالا که سرد رویاهام

نمیدونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون

خودت خورشید شدی بی من،منم دلتنگـیه بارون

یه وقت فکر منم کن که دلم داغونه داغونه

تو میری عاقبت با اون که دستام خالی می مونه

دلـ ـم بشکنه حرفی نیست فقط کاش لایقت باشـ...ـه

میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جاشه

دلـ ـم بشکنه حرفی نیست اگه تو یارو همراه شی

ولی می شد بمونی و کمی هم عاشقم باشی

نمیدونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون

خودت خورشید شدی بی من،منم دلتنگیه بارون

همه فکرش شده چشمات،گاهی دستاتو می گیره

یه وقت تنهاش نذاری که مثل من می شه می میره

دلـ ـم بشکنه حرفی نیست فقط کاش لایقت باشـ...ـه

میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جاشه

خواننده.مازیارفلاحی.دلم بشکنه حرفی نیست

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٠ ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()