پایان بی آغاز

نوروز مـ ـن ...

هفت سین خالی از یه سین دیوان حافظ تو بغل

تا که تـ ... ـو از راه نرسی نه شعر می خونم نه غزل

تـ ... ـو باید از راه برسی به مرز و بوم این دیار

تا از حضورت حس کنم رسیده عطر نوبهار

روزی که از راه برسی زمستون از پا در میاد

هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو می خواد

تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه

وقتی که تـ ... ـو کنارمی هر روز نوروز مـ ـنه

دلم ازت جدا نشد نفس تـ ... ـو رو نفس کشید

یه سال از این دوری گذشت قصه به آخر نرسید

به آرزوی دیدنت هفته به هفته نو شدم

جمله ی باز میبینمش وعده ی مـ ـن شد به خودم

تـ ... ـو داری از راه می رسی زمستون از پا درمیاد

هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو می خواد

تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه

وقتی که تـ ... ـو کنارمی هر روز نوروز مـ ـنه

خواننده.بابک سعیدی.نوروز من

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۳ ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط off daughter نظرات ()