پایان بی آغاز

حس .. ..

حس با تـ ... ـو بودن ، حس حس خوابیدن رو موج دریاست

تـ ... ـو رو دیدن هر لحظه از دور مثل تشنگی تو گرماست

تـ ... ـو مثل حس نسیمی ، نوازش کن مـ ـنو بازم با دستات

مثل قصه شنیدن ، قبل خواب صدای آرومه نفسهات

مـ ـنو چشم به راه نذار ، بیا ، بیا ، بیا تـ ... ـو همه ی وجودمی

از این تنهاترم نذار ، تـ ... ـو همه کسو بودمو نبودمی

تو چشام احساس خواستن ، داره کم کم جون می گیره

یه چیزی می خوای بگی نگو نه ، که می دونی دلم می گیره

تـ ... ـو نگات مثل وجودت ، پُر خواهشو تمناست

تـ ... ـو همه وجود و عشق و عمرمی ، بگو دلت همینجاست

مـ ـنو چشم به راه نذار ، بیا ، بیا ، تـ ... ـو همه ی وجودمی

از این تنهاترم نذار ، تـ‌ ... ـو همه کسو بودمو نبودمی

               خواننده.پیام صالحی.حس                             

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٧ ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()