پایان بی آغاز

ستایش ...

دوباره نم نم بارون، صدای شُرشُر ناودون دل بازم بیقراره

دوباره رنگ چشاتو ، خیال عاشقی با تـ ... ـو این دل آروم نداره

شبامو خواب نوازش، دوباره هِق هِق و بالش

گریه یعنی ستایش ...

ستایش تـ ... ـو و چشمات ، دلم هنوز تـ ... ـو رو میخواد

دل بازم پَر زده واسه عطر نفس هات

اتاقم عطر تـ ... ـو داره ، دلم گرفته دوباره کار مـ ـن انتظاره

یه عکس و دردِ دلامو ، می ریزه اشک چشامو غم تمومی نداره

صدای بادِ و کوچه ، داره تو خونه می پیچه قلبم آروم نمی شه

بغل گرفتمت انگار، دوباره خوابِ و تکرار

باز نبودی و مـ ـن تکیه دادم به دیوار

ستایش یعنی دیوونگی هام

 شبیه حس خوب تو دل ما

نگاه کن تو چشای بی قرارم

چقدر این لحظه ها رو دوست دارم

تصور می کنم پیشم نشستی

چقدر خوبه ، چقدر خوبه که هستی

ستایش یعنی این حسی که دارم

نمی تونم تـ ... ـو رو تنها بذارم

خواننده.مرتضی پاشایی.ستایش

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٤ ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()