پایان بی آغاز

آخرین دیدار ... ...

مطمئنم آخرین دیدار نبود

تو همین دنیا تـ ... ـو رو می بینم

خبری از تـ ... ـو به دستم می رسه

مـ ـن به هر دوباره ای خوشبینم

 همین امشب تا همه خوابیدن

هر جا هستی یه چراغ روشن کن

بهترین لباسی که داری بپوش

خود تو آماده ی رفتن کن

هر شب از بالاترین نقطه ی شهر

توی گرگ و میش گریه می کنم

مثل اون کسی که سوخته با یه حرف همه زندگیش

گریه می کنم

هرجا هستی یه چراغ روشن کن یا نجاتم بده از احساسم

یا که رد شو بهم تنه بزن شاید اینجوری تـ ... ـو رو بشناسم

حق داری ازم بترسی که فقط بلدم معنی پاییز بدم

چشم بسته می تونم از نفسات

تو جمعیت تـ ... ـو رو تشخیص بدم

حتی اسمتم نمی دونم چیه

تـ ... ـو رو از چشات شناختم ، اون دفعه

کدومه پنجره ی اتاق تـ ... ـو ، انتظار هر ثانیه اش مزخرفه

خواننده.نیماعلامه.آخرین دیدار

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٢ ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()