پایان بی آغاز

سردر گــُـــم ...

همه شهر عاصین از دست مـ ـن

که اِنقدر درگیر بی تـ ... ـو بودنم

که می گردم سراسیمه پیِ ت

دائم در حال ترانه خوندنم

چه رویایی شدی ، تو ذهن مـ ـن

شدم هیچُ تـ ... ـویی ، تکراره مـ ـن

یه جور شُستی ، عقلو از سرم

که داغونه همه افکاره مـ ـن

شدم سردرگم دنیای تـ ... ـو

بدنبالت ، پیِ آواز تـ ... ـو

چه تقدیری رقم زد عشق

به پایانم کشید آغاز تـ ... ـو

همه دلواپس احوال مـ ـن

مـ ـنم دلواپس احوال تـ ... ـو

دیگه ، عاصی شدن از دست مـ ـن

که می گردم مـ ـن دنباله تـ ... ـو

خواننده.سامان جلیلی.سردرگم

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٥ ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()