پایان بی آغاز

عاشق تـ ... ـو .. ..

رفتی اما عاشق تـ ... ـو،تـ ... ـو رو از یادش نبرده  

شاخه های خشک امید جون داره هنوز نمُرده 

چشم به راهت مـ ـنه تنها شب و روز رو می شمردم 

با اینکه تنهای تنهام تـ ... ـو رو از یادم نبردم 

میدونی روزای رفته بی تـ ... ـو معنایی نداشته 

سرنوشت ماروجداکرد مـ ـنو تنها جا گذاشته 

یادته هر روز غروبا تو چشام نگاه میکردی 

اشک تو چشمات حلقه می شد اما انگار دیگه سردی 

آره انگار دیگه سردی 

دیگه کم کم باورم شدکه باید تنها بمونم  

گفتی که فراموشم کن نه نخواه مـ ـن نمی تونم  

بعد تـ ... ـو روز وشب مـ ـن دیگه معنایی نداره  

هرچی خوبیه تو دنیا تـ ... ـو رو یاده مـ ـن میاره 

می دونی که بی تـ ... ـو تنهام غروبا دلم میگیره 

وقتی که نیستی کنارم دلم از غصه میمیره 

می دونی روزای رفته بی تـ ... ـو معنایی نداشته 

سرنوشت مارو جدا کرد مـ ـنو تنها جا گذاشته 

حسرت بودن باتـ ... ـو توی قلب مـ ـن می مونه 

حال و روزه دل مـ ـن روهیچکی جزتـ ... ـونمی دونه 

خواننده.سعیدرابعی-مجیدخراطها.عاشق تو

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢۸ ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()