پایان بی آغاز

عشق مهربون دیروز

منو از جاده نترسون حتی با پای پیاده

کوریه هر دو تا چشمام مال گریه ی زیاده

یه نفر یه آینه از غم در مقابلم گرفته

چی بگم با چه زبونی آی خدا دلم گرفته

چی ازم به دل گرفتی که ازت فاصله دارم

عشق مهربون دیروز خیلی از تو گله دارم

یه درخت تیره بختم که ازش مونده یه سایه

این روزا سکوت خیسم جاشو داده به گلایه

من...خودمو تو آینه دیدم درد تنهایی کشیدم

هنوز یه تاره موتو به همه دنیا نمی دم

تو چرا اینقده سنگی داری با دلم می جنگی

منو تنهایی و فکرت آخ چه احساس قشنگی

خواننده:پویا بیاتی ، عشق مهربون دیروز

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢ ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط off daughter نظرات ()