پایان بی آغاز

مـحـالـه ...

هنوزم از تب تـ ... ـو داغِ دستام

هنوز از رفتنت گیج و کلافم

تـ ... ـو حالا دوری از مـ ـن قد دنیا

ولی مـ ـن توی فکر اعترافم

تـ ... ـو باید گریه هامو می شنیدی

تـ ... ـو باید راز چشمامو می خوندی

محالِ زندگی بی عشق بی تـ ... ـو

تـ ... ـو باید تا ابد با مـ ـن می موندی

حالا مـ ـن موندمو این اتاقو یه دنیا خاطره

محالِ ، محالِ عـزیـزم تـ ... ـو رو یادم بره

نمی دونی روزایِ بی تـ ... ـو بودن

چه حرفایی از اینو اون شنیدم 

تو هر راهی که بی عشق تـ ... ـو رفتم

به بنبستو پشیمونی رسیدم

تـ ... ـو رفتی بعد تـ ... ـو دنیام شب شد

شب یلدایی که آخـر نداره

تـ ... ـو نیستی مـ ـن همیشه بغض دارم

کسی این حالمو باور نداره

حالا مـ ـن موندمو این اتاقو یه دنیا خاطره

محالِ آخ محالِ عشق مـ ـن ، تـ ... ـو رو یادم بره

خواننده.آینه.محاله

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٦ ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط off daughter نظرات ()