پایان بی آغاز

دیگه بسه

کنج اتاقم با سکوتم تنها نشستم و پلکامو بستم

فرقی نداره روزگار واسم از دست آدماش خسته ی خستم

هر کی یه جور دست رو دلم می ذاره / هر کی یه جور می ره تنهام می ذاره

دلا تنگ شده ، خوبیا کم شده / هر کی یه جور گریمو در میاره

پشت خنده هام غم فراوونه و / تو چشام همیشه نم نم بارونه

گریه هامو کسی دوست نداره / واسه همینه لبام همیشه خندونه

غم تو دلم دیگه نمی خوام بمونه / دل می خوام عاشقونه واسم بخونه

توی تاریکی آسمونه قلبم / ستاره چشمک بزنه و بمونه

خستم از آدمکای دور و برم / وقتی تو تنهاییام جام می ذارن

وقت احتیاج به دستاشون می رنو تنهام می ذارن

دیگه بسه آسمونو گریون دیدن / بسمه هرچی نامردی دیدم

بسمه هر چی دلمو شکوندن / هیچی نگفتم فقط خندیدم

شب بود و غم بود و دل بودو نبودم ،شعرای عاشقونه سرودن

تن نمی دم به عشقی که دروغه / مجنونه زمونه قلبش شلوغه

آه خدا قلبا همه تنها می مونه / کسی دیگه قدر کسی رو نمی دونه

به خدا دلم تنگه از زمونه / اما هنوزم می خونم عاشقونه

ای خدا سنگ صبور من تویی / به عشق تو اِ که هنوزم می خندم

به آسمونه آبی و فرشته های تو آسمونت دل می بندم

خوندم برای عاشقی ، خوندم برای دلای شقایقی

ولی ازم گذشتن به سادگی / منو می خواستن واسه ی دقایقی

هر کی یه جوری خودشو جا کردش / هر کی با دلم یه جوری تا کردش

ولی باید فکر آرزوها بود / غم گذشته رو فراموش کردش

خواننده:حسن باقری ، دیگه بسه 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢ ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ توسط off daughter نظرات ()