پایان بی آغاز

خنـــــــده و گریـــــــــه .. ..

خودمو به خنده می زنم

خودمو به گریه می زنم

می خوام فراموشـــــت کنم اما نمی شه

می خوام که از تـ ... ـو رد بشم 

 می خوام که با تـ ... ـو بد بشم

اما دلم راضی نشد بی تـ ... ـو نمی شه

عکست همیشه رو به روم

زل می زنم به رو به روم

حـــــس می کنم کنارمی اما چه فایــــده

دلمو به دریا می زنم 

 بیام بگم دوست دارم

تا می رسم به رو به روت بازم نمـــی شه

از دل تـ ... ـو رونده شدم ، مهمون ناخونده شدم

با این که نیستی حس خواستنت باهامه

حس می کنم کنــــــارتم زنده به انتظارتم

خودت که نیستی ولی خاطـــــرت باهامه

خواننده.حمیدعسکری.خنده و گریه

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٠ ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط off daughter نظرات ()